ريشة واژة «جاهليت»

http://sobhtoos.ir/post/209501/

جاهليت، برگرفته از «جهل» است، البته نه آن جهلي که نقيض و مقابل «علم» مي­باشد بلکه از جهل به معناي خيره سري و پرخاشگري و شرارت.
و در مقابل آن، اسلام به معناي تسليم است و طاعت خداي عزّ وجلّ و رفتار و کردار بزرگوارانه. اشاره شد که «جهل» داراي دو معنا است:
۱٫ «جهل» در برابر «علم»، که به معناي ناداني است.
۲٫ «جهل» به معناي سبکي که خلاف وقار وطمأنينه مي­باشد.
اوّلي نقيض «علم» است و از همين رو، به بيابان بدون علامت و نشانه، «مجهل» گفته­اند و دومي داراي معناي اضطراب نا آرامي است، لذا به چوبي که با آن آتش را به هم مي‌زنند «مجهل» مي‌گويند. [۱]

بسم الله الرحمن الرحیم
برخي ديگر از لغت دانان چنين معنا کرده­اند: جهل جهلاً وجهالةً: حماقت و بي‌خردي و ستم‌گري و خيره سري نمود و جاهل به معناي کم خردي وستيزه جويي کردن و عکس «مجامله» است که خوش رفتاري و نرم خويي است.[۲] و جهل با اين معنا، در مواردي از «قرآن» و «حديث» و «اشعار عربي» عصر جاهلي آمده و از قرينة مقابله همين معني حاصل مي‌شود:
۱٫ در قرآن کريم آمده است:
(قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ). [۳] «آيا ما را به ريشخند مي‏گيري؟» گفت: «پناه مي‏برم به خدا كه [مبادا] از جاهلان باشم.»
قرآن در اينجا ريشخند را نشانة کم خردي و خيره سري دانسته و فرموده است:
(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَي الأَْرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً). [۴] «و بندگان خداي رحمان، كساني‏اند كه روي زمين به نرمي (و فروتني) راه مي روند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملايمت پاسخ مي‏دهند.»
در اين آيه، رفتاري چون «آرام راه رفتن» و «سخن ملايم گفتن» و «سلام» و «فروتني»، در برابر شرارت و پرخاشگري اهل جاهليت قرار گرفته است.
۲٫ آنگاه که ابوذر مادر کسي را دشنام داد و به زشتي ياد کرد، پيامبر به او فرمود: «إنّک أمرءٌ فيک الجاهلية» [۵] در اين جملة حضرت، دشنام و پرخاشگري از خصوصيت­هاي جاهليت شمرده است.
۳٫ در شعر معلقه عمرو بن کلثوم از شعراي جاهلي آمده است.
أَلاَ لاَ يَجْهَلَنَّ أَحَدٌ عَلَيْنَا فَنَجْهَلَ فَوْقَ جَهْلِ الجَاهِلِيْنَا [۶] «هلا، کسي با ما سفاهت نورزد که ما بيش از همه، خيره سري و شرارت خواهيم كرد.»
از همة اين شواهد پيدا است که يکي از معاني جهل ـ تندي و خيره سري و بي‌خردي است.

…………………………………………………………………………………………………………

[۱] . مقايس اللغه.
[۲] . المنجد، مادة «جهل».
[۳] . بقره : ۶۷
[۴] . فرقان : ۶۳
[۵] . ابن اثير، النهايه في غريب الحديث، مادة جهل.
[۶] . الزوزني، شرح المعلّقات السبع، ط قم، منشورات اروميه، ص۱۲۷

2 دیدگاه

  1. سلام شرمنده دیر ایمیلموچک کردم…
    اها راستی چشم من هرکمکی از دستم بربیاد براتون میکنم…ولی همیشه نیسما…ولی چشم کاری داشید بهم بگید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme